مورد کاوی موفقیت شرکت SouthWest AirLine
مقدمه
یکی از رموز کسب موفقیت در تجارت، نقطه شروع کسب و کار و تعیین خط و مشی کار است. معمولاً دو شیوه اصلی در کار وجود دارد.
نخستین راه که پُرمصرفترین راه نیز هست، پیروی از روش دیگران و دنباله روی با کمی اصلاحات است. این روش که در کشور ما نیز از رونق بسیاری (از لحاظ استفاده از روش پیروی از دیگران) برخوردار است، روش بظاهر منطقی و قابل قبولی است. پیروان این شیوه معتقدند “نباید دوباره چرخ را اختراع کرد”!. کافیست پیرو روش سایرین بود و در بازار نیز “ما هم مثل بقیه”. این گروه میگویند: مگر بقیه چکار میکنند؟ ما هم یکی میان بقیه. غافل از اینکه اگر فرد پیشرو اشتباهی بکند، این جماعت پیرو نیز همان اشتباه را تکرار خواهند کرد. اما تفاوت در این است که اولین اشتباه پیروها معمولاً آخرین اشتباه آنهاست و به همان سادگی که خود را در بین بقیه جای دادند، از بین نیز خواهند رفت.
گروه دوم، کارآفرینان ریسک پذیر و محافظهگر هستند. ویژگی این گروه کارآفرینی آنهاست. این افراد کار را از جایی شروع میکنند که دیگران نکردهاند و ریسک پذیریشان نیز در همین امر است. در اینجا منظور از ریسکپذیری، هجوم بیمحابا به بازار نیست، بلکه پذیرش اقدام در راهی است که دیگران جرات حضور در آن را نداشتهاند و منظور از محافظهگری نیز ترس از انجام اقدامات جسورانه نیست، بلکه اقدام هوشمندانه و محاسبه ریسکها و توجیه اقتصادی طرحهای نوآورانه است.

داستان SouthWest
آقای کلرِ پدر، فقط با 2000 دلار سرمایه شخصی یک شرکت هواپیمایی تاسیس کرد، و هرب کلر در سال 1978 زمانی که امور شرکت را در دست گرفت، هنوز تبدیل به یک شرکت مهم و بزرگ نشده بود. اما چه چیز باعث چنین پیشرفت، حتی در دورانی که غولهای این صنعت زیاد زیان میدادند شد.
در متن مقالههای متعدد 3 نکته بعنوان رموز موفقیت اعلام شده است. اول استراتژی کاهش هزینه، دوم تعهد پرسنل، و سوم استراتژی محافظه کاری.
من قصد دارم کمی اینها را جابجا کنم. یقین دارم اولین عامل روشی است که از آن بهعنوان استراتژی محافظهکاری یاد شده. به نظر من عنوان درست این استراتژی این است: “استراتژی میدانم چه میخواهم انجام دهم.” آقای کلر در دورانی که همه ریخت و پاش میکردند و سعی در گسترش روشهای سیستماتیک خود داشتند، با پرهیز از بروکراسی و با برقراری روشهای ساده و صدالبته هوشمندانه تواتست، کارکنان متعهد و دلسوز را گرد خود جمع کند. آنچه از آن بهعنوان کلید دوم موفقیت نام برده شده است کارکنان دلسوز است. بیشک بدون کارکنان دلسوز هرب کلر نمیتوانست حتی یک دلار صرفهجویی کند.

راز موفقیت
برنامهریزی ساده و هوشمندانه، موجب جذب کارکنان خدوم گردید و ماحصل این ترکیب چیزی جز کاهش قیمت تمام شده، رشد سود عملیانی و پیشرفت شرکت نمیتواند باشد.
پرهیز هرب کلر از دریافت وام، عدم برقراری خطوط پروازی در خارج از کشور، استفاده از یک نوع هواپیما، عدم سرو غذا و خدمات حمل بار و دهها اقدام دیگر بیانگر ترس هرب کلر از ریسک نیست، بلکه نشان از هوش وی در انتخاب استراتژی صحیح دارد. کاملاً مشخص است که وی میدانسته چه میخواهد، و به همین دلیل خود را اسیر رشد سریع و غیر متمرکز نکرده است.
این شکل عملکرد نشان از آن دارد که هرب بجای تمرکز روی سود، بر مشتریان داخلی (کارکنان) و مشتریان خارجی (مسافران) تمرکز نموده است. او به خوبی فهمیده بود که کسب سود در دل رضایت این دو گروه مشتریانش مُستتر است. به همیل دلیل توانست، کارکنان متعهد را با دقت کامل و ریزبینی گرد هم آورد و به کمک ایشان، رضایت مشتریان خارجی خود را فراهم آورد. طبعاً برای هیچ فعال اقتصادی، نکتهای خوشحال کنندهتر از رضایت مشتری وجود ندارد. چون رضایت مشتری مساوی با سود است.
خلاصه آنکه خطوط هوایی southwest airline با برنامهریزی منسجم و در عین حال ساده توانسته هزینههای خود را کاهش دهد و در دوران رکود و بحران نیز به سادگی کسب سود نماید. این یعنی درایت و نتیجه آن یعنی موفقیت.
نویسنده: رضا زاغری تفرشی
پست های مرتبط
15 اسفند 1404
14 اسفند 1404
20 اسفند 1402
20 اسفند 1402
20 اسفند 1402


دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.