تحصیلات عالیه باعث اشتغال یا مانع اشتغال
مقدمه
از بیکاری به عنوان یکی از بزرگترین مشکلات اقتصادی نام میبرند. آمارهای مختلف و بعضاً متناقضی در این خصوص از منابع مختلف منتشر میگردد. همچنین دلایل مختلفی نیز، برای وجود بیکاری اعلام میشود. صرف نظر از آمارها و دلایل بیکاری، در این مجال قصد دارم، موضوع تاثیر تحصیلات عالیه و مدرک دانشگاهی در اشتغال را بررسی نمایم.
تعاریف
نکته خیلی مهم : این تعاریف مختص همین مقاله است.
شاغل: شاغل کسی است که در هفته یک ساعت کار کند.
شغل: فعالیتی در حدود 20 دقیقه در روز، که فاعل، بین حداقل مزد قانونی یا حتی کمتر الی N تومان عایدی نصیبش میگردد.
تحصیل کرده: افرادی که به هر ترتیب، موفق به اخذ مدرکی بالاتر از دیپلم، از یکی از دانشگاهها یا مراکز آموزش عالی دولتی یا غیردولتی شدهاند.
بیکار: کسی که با توجه به تعریف شاغل، فکر میکند بیکار است، و یا به هر دلیل دیگری دنبال کار میگردد.
تخصص: دانشی که تحصیل کرده دارد، و یا فکر میکند که دارد.
تجربه: انجام مستمر امری، در آن حد که فکر کنید، حرفهای شدهاید و چشم بسته انجامش میدهید.
فرضها
فرد زیر دیپلم: عزیزی که به دلایلی مانند: کند ذهنی، تنبلی، فوت والدین، نبودن امکانات، معلمی که لجباز است، عاشقی، بی پولی و هزار یک دلیل دیگر، موفق به دریافت دیپلم نشده است. این فرد معمولاً آخر خط است.
دیپلمه: عزیزی که، با زور کتک، غرغر مامان و پدر، معلم خوب، درس خوان بودن، پولدار بودن، فراوانی امکانات، ناز کشیدن مامان، تقلب در امتحانات، ناپلئونی، تک ماده، و هزار و یک دلیل دیگر، موفق به اخذ دیپلم، از یکی از انواع مدارس شده است.
کاردان: عزیزی که، با استفاده از روشهای بالا، توانسته ظرف چند سال، با انگیزههای مختلف، مدرک کاردانی یا فوق دیپلم بگیرد. این فرد را تکنسین هم نامند. این فرد، فکر میکند که میداند.
کارشناس: عزیزی که، با خوانش افسار گسیخته، زور پدر و مادر، انواع کلاسهای کنکور، شانسی، پولی و یا روشهای دیگر، وارد یکی از انواع دانشگاه، شده است و بدون شک، پس از چهار تا هشت سال تحصیل، با اخذ مدرک لیسانس، از دانشگاه خارج میشود. این فرد را معمولاً مهندس هم مینامند. این فرد، قرار است که بداند.
کارشناس ارشد: عزیزی که، علاوه بر گذراندن مراحل فوق، و به جز مواردی که، گفتنش صلاح نیست، خدایی کمی هم درس خوانده است. این فرد را فوق لیسانس هم نامند. این فرد، معمولاً میداند.
دکتری: عزیزی که، تمامی مراحل فوق را گذرانه، و باز هم بجز مواردی که… دیگه، حسابی درس خوانده و دارای تئوری و نظریه است و یا باید باشد. این فرد را آقا یا خانم دکتر نامند. دماغ این فرد معمولاً بالا است. کمتر از دکتر را خنگ میداند و در پارهای موارد، با خود نیر قهر است. این فرد اگر نداند، دیگه خیلی خیت میشود.
تحصیلات باعث اشتغال است؟
طبق قواعد ساده اجتماعی، هر تحصیل کردهای انتظار دارد، شغل خوب و در خور شأن و جایگاه تحصیلیاش، داشته باشد. البته، این انتظار کاملاً معقول است. اما بستگی دارد، تعریف ما از شغل خوب چه باشد.
جدای از این مسائل، کارفرمایان تمایل دارند، افراد متخصص و با تجربه را، جذب بنگاههای خود نمایند. کارفرمایان علاقه دارند، کارکنانشان در حرفه خود، با دلسوزی و عشق کار کنند. سعی در انجام کار با کیفیت داشته باشند، و همواره رو به جلو عمل کنند. محل کار را، خانه دوم و در اصل خانه اول خود، بدانند و هر چه در توان دارند، برای سازمان خود بکار ببندند. که البته، این انتظار هم، کاملاً معقولانه به نظر میرسد.
در جوامع امروزی، فرآیند کسب و کار، در عین سادگی، دارای پیچیدگیهایی نیز میباشد. منظور از پیچیدگی، هرچه تخصصیتر شدن فعالیتها است. در بازار امروز، اگر میخواهید بمانید، فقط باید 100% باشید. برنده، کسی است که منتظر دیگران نمیماند. فرآیند کار خود را، استاندارد میکند، و همواره این استانداردها را، ارتقاء میبخشد.

پس شغل خوب نصیب فردی میشود که، سوادش به روز، پشتکارش چون کوه، حرکتش چون رود، و صدالبته، ادعایش معقول باشد. آقا یا خانم تحصیل کرده، آیا چنین مشخصاتی را دارید؟
اگر پاسختان مثبت است، مطمئنان، در گروه بیکاران نیستید، و این مطالب را، بعد از ساعت کار، یعنی حداقل 8 شب به بعد، مطالعه میکنید.
دوست عزیزم، با افتخار اعلام میکنم، تحصیلات شما، باعث اشتغال شما شده است.
تحصیلات مانع اشتغال است؟
خوب، با این خیل عظیم تحصیل کردگان، باید حوزه کسب و کار، در میهن عزیزمان پُر رونق باشد. اما چرا اینگونه نیست؟ چرا کارفرمایان، تمایلی به جذب تحصیل کردگان ندارند؟ چرا اگر تحصیل کردهای را جذب میکنند، دستمزدی در خور، به وی پرداخت نمینمایند؟ چرا معمولاً، یک تحصیل نکرده پیر، و یا خود صاحب کار، نظارت کامل بر کلیه امور را دارد و جرات دادن اختیار به تحصیل کرده وجود ندارد؟
خوب، حالا تعاریف و مفروضات، کاربرد پیدا میکنند. حال باید، انتظارات تحصیل کرده را، با مفروضات مقایسه کرد. عزیز زیر دیپلم ما، برای امرار معاش خود، معمولاً به هر کاری دست میزند. از کارگری ساده گرفته، تا مدیرعاملی مغازه!. این دسته، معمولاً صنوف را در کشور تشکیل میدهند. برای اثبات عرایضم، کافیست سری به سایت مرکز اصناف بزنید.
دپیلمههای عزیز نیز، از صنوف، کارخانهها، موسسات و راننده آژانس و اسنپ گرفته، تا پستهای مهم دولتی و غیردولتی، را از آن خود کردهاند. این عزیزان ورژن پیشرفته زیر دیپلمهها هستند.
فوق دیپلمها، خیلی مظلوماند. بین تحصیل کرده و تحصیل نکرده، گیر کردهاند. راستش، خودشان هم نمیدانند که چکارهاند و چه میخواهند.
اما میرسیم به خیل عظیم کارشناسان. بزرگترین تاثیر تحصیلات در این عزیزان، یک عامل بالابرنده است، که در آقایان و خانمها، دو آیتم مجزا را افزایش داده و به شدت بالا میبرد.
در کمال ادب و احترام، باید عرض کنم، معمولاً تحصیلات در آقایان ادعا، و در خانمها مهریه را، بالا میبرد. شاید تعجب کنید، که این چه حرفی است؟ شاید این حرف زیبا نباشد، اما واقعی است.
کارشناس عزیز ما، حاضر نیست آچار دست بگیرد، به این طرف و آن طرف برود، زیر نور آفتاب و مهتاب کار کند، آموزش پذیر باشد، رو به جلو حرکت کند، و از همه مهمتر از سلولهای خاکستری خود، استفاده کند.
البته، این در شرایطی است که کارشناس ما، واقعاً سواد کافی در رشته خود را داشته باشد، و ناپلئونی واحدهایی خود را پاس نکرده باشد.
آیا این جمله، برایتان آشنا نیست؟ “من درس نحواندم که حمالی کنم. اگر قرار بود کار کنم که درس نمیخواندم.”
آیا تا بحال فکر کردهاید، که چرا یک کارشناس، انتظار دارد پشت میز بنشیند، و درآمد کلان داشته باشد؟؟؟؟
اگر قرار بود، با چهار سال درس خواندن، آن هم، با آن وضعی که همه بهتر از من میدانند. یک لیسانسه پشت میز بنشیند، و یک عمر پول مفت بگیرد، پس آنها که تولید و ارتقاء دهندگان علم هستند، “همان علمی که این باصطلاح کارشناسان آموحتهاند”، باید چه توقعی داشته باشند؟؟؟؟
با این وضعیت، عجیب نیست که کارفرمایان، علاقهای به جذب اینگونه کارشناسان، نداشته باشند و از طرف دیگر، کارشناسان عزیز نیز، حاضر به انجام کار، نیستند. البته با تعریفی که، خود از کار دارند.
کارشناس عزیزم، اگر میزان سوادت به اندازه مدرکت نیست. اگر دوست داری فقط پشت میز بنشینی. اگر نابرده رنج گنج میخواهی.
یا این مقاله را در پشت میز کارت، و بجای کار کردن، میخوانی، و یا، ساعت 10 شب به بعد، و در اثر بیخوابی ناشی از بیکاری، میخوانی.

بجز موارد خاص که همه میدانند، خوشبختانه کارشناسان ارشد و دکترهای ما، از وضعیت بهتری برخوردارند. البته فقط از نظر سواد کار. اما من، به این عزیزان نیز نقددارم، چون بد جوری به میز چسبیده و نوک بینی را بالا گرفتهاند.
دوست عزیزم، به سادگی عرض میکنم، تحصیلات شما، باعث بیکاری شما شده است.
نتـیـجـه
تا عزیزان خواننده، قصد جان من را نکردهاند، سَر و تَه کار را هم بیاورم.
خانمها و آقایان عزیز، کار خوب، پشت میز نشستن نیست. کار خوب، پول مفت گرفتن نیست. کار خوب، از روی دیگران رد شدن برای رسیدن به اهداف واهی نیست. نباید فراموش کنیم کار ساده بیارزش است.
کار خوب: تلاش مستمر، در راه ارتقاء دانش، بینش، فرهنگ، کردار و رفع نیازهای مادی و معنوی خود و جامعه است. کار خوب شرف است.
از تمامی هممیهنانم دعوت میکنم، تعریف خود، از کار خوب را مورد تجدید نظر قرار دهند.
اگر با پشت میز نشستن، و دریافت حقوق بالا احساس زرنگی میکنید. اگر با دوز و کلک، درآمد فراوان دارید. اگر با تقلب و یا روشهای دیگر، دارای مدرک تحصیلی شدهاید. اگر منتظرید، تا یک کار آسان نصیبتان شود. با شجاعت کامل عرض میکنم، شما یک خائن دون پایه هستید.
امید دارم هممیهنان عزیزم، از هیچ تلاشی، برای رشد ایران عزیزمان، فروگذار ننمایند.
خدا کند به کسی بر نخورده باشد.
نویسنده: رضا زاغری تفرشی
پست های مرتبط
15 اسفند 1404
14 اسفند 1404
20 اسفند 1402
20 اسفند 1402
20 اسفند 1402

